counter create hit

مطالب مرتبط:

ارتباط نوشیدنی داغ با ابتلا به سرطان مری

خبرگزاری فارس: پیام آزاده متخصص رادیوآنکولوژی در حاشیه همایش تازه های ایمونوآنکولوژی گفت: شایع ترین سرطان های دنیا، سرطان های دستگاه گوارش هستند. یکی از بدترین سرطان های بشر در طول تاریخ، سرطان پانکراس بوده است که خوشبختانه شیوع آن در ایران کم است. وی افزود ...

سالانه ۳۰ هزار میلیارد هزینه برای لوازم آرایشی

خبرگزاری ایسنا: معاون غذا و دارو دانشگاه علوم پزشکی اصفهان گفت: چنین سالیانه 30 هزار میلیارد تومان در کشور در بخش لوازم آرایشی بهداشتی هزینه می شود و این در حالی است که تولیدات کشور تنها 10 هزار میلیارد تومان از ا ...

پرواز هواپیماهای ATR72 شرکت آسمان متوقف شد

به گزارش مشرق به نقل از روابط عمومی سازمان هواپیمایی کشوری، با توجه به بررسی همه جانبه علل وقوع سانحه هوایی اخیر و به منظور اطمینان از ارتقا ایمنی پروازهای این نوع هواپیما لازم است به طور موقت و تا اطلاع ثانوی پرواز های ATR مدل 200 و 500 شرکت هواپیمایی آسمان متوقف ...

بهبود 30 درصد بیماران سکته مغزی با بوتاکس

بوتولینوم توکسین که با نام های تجاری دیسپورت، زاناکس و بیشتر از همه بوتاکس، در ایران معروف است، از سم باکتری کلستریدیوم تهیه و برای رفع فلج موقت عضلات تزریق می‌ شود. یکی از موارد مصرف بوتاکس رفع عوارض ناشی از سکته مغزی است که می تواند شامل فلج یک طرفه ب ...

زمان ثبت نام قطعی کاروان های عتبات نوروزی

خبرگزاری مهر: ثبت نام قطعی در کاروانهای عتبات نوروزی از دوشنبه آغاز می شود. بر اساس اطلاعیه روابط عمومی سازمان حج و زیا ...

وزیر علوم: نحوه پذیرش دانشجویان دکتری تا دو سال آینده تغییر نمی کند

وزیر علوم: نحوه پذیرش دانشجویان دکتری تا دو سال آینده تغییر نمی کند

وزیر علوم: نحوه پذیرش دانشجویان دکتری تا دو سال آینده تغییر نمی‌کند اجتماع > آموزش - همشهری آنلاین:وزیر علوم، تحقیقات و فناوری گفت: تا دو سال آینده ...

بهره گیری از مشارکت عمومی در نگهداشت شهر/ تهیه اطلس سرمایه گذاری

به گزارش خبرگزاری مهر، دکتر رباطی در این جلسه با تاکید بر ایجاد روحیه مشارکت در بین شهروندان گفت: یکی از ضرورت های اصلی به منظور اداره هرچه بیشتر شهر، شناسایی کامل نقاط قوت و ظرفیت های موجود است تا بتوانیم روحیه مشارکت را در مدیریت شهری بالا ببریم؛ این امر موجب ...

سارقان مسلح از مرگ فاصله گرفتند +عکس

سارقان مسلح از مرگ فاصله گرفتند +عکس

به گزارش مشرق، ساعت ۱۵:۰۵ بیست‌وششم آذرسال‌۸۴ بود که مأموران پلیس تهران از دستبرد سارقان مسلح به بانک تجارت شعبه ارشاد با خبر و راهی محل شدند.  مأموران در محل حادثه دریافتند لحظاتی قبل سه‌ ...

معترضانِ تجمعات دی ماه مرهم می خواهند

روزنامه شهروند: اعتراض‌های مردم ایران در دی امسال اگر چه در زمان وقوع با سکوت بسیاری از کنشگران اجتماعی، جامعه‌شناسان و فعالان سیاسی روبه‌رو شد اما بعد از آرام‌شدن فضا زمینه‌ساز بحث‌های کارشناسی فراوانی درباره ماهیت این ...

آبشار چشمه ای ایران کجاست؟ +تصاویر

آبشار چشمه ای ایران کجاست؟ +تصاویر

به گزارش جهان نیوز، در مرز بین استان های فارس و کهگیلویه و بویراحمد شهرستانی قرار دارد که امروز با نام سپیدان شناخته می شود. این شهرستان به دلیل برخورداری از جاذبه های طبیعی و تاریخی، چون تنگ تیزآب، آبشار مارگون، چله کوه، پیست اسکی پلادکف و دریاچه برم فیروز ا ...

برگزاری مراسم ترحیم و بزرگداشت شهدای فاطمیه پلیس

مراسم ترحیم و بزرگداشت شهدای فاطمیه فرماندهی انتظامی تهران بزرگ فردا از ساعت ۱۴ تا ۱۶ در مدرسه عالی شهید مطهری برگزار خواهد شد. به گزارش گروه اجتماعی خبرگزاری دانشجو، مراسم ترحیم و بزرگداشت شهدای فاطمیه فرماندهی انتظامی تهران بزرگ با حضور مقامات ...

رد فرضیه «توربولانس» در حادثه سقوط پرواز یاسوج

خبرگزاری ایسنا: رئیس کمیسیون عمران مجلس از رد فرضیه تاثیر وضعیت نامساعد جوی و توربولانس هواپیمای تهران - یاسوج در سقوط آن خبر داد و گفت: فرضیه پرواز هواپیما در سطح پایین‌تر از استاندارد جایگزین فرضیه قبلی شد. ...

اعلام اسامی پزشکانی که مسافر پرواز تهران - یاسوج بودند

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : سخنگوی وزارت بهداشت، اسامی پزشکانی که مسافر پرواز تهران - یاسوج بود را اعلام کرد. به گزارش ایسنا، دکتر ایرج حریرچی در نشست خبری هفتگی خود گفت: در هواپیمای تهران _ یاسوج تعدادی از همکار ...

درخواست هلال احمر: تصاویر اجساد را منتشر نکنید

کد خبر: ۳۹۴۶۵۷ تاریخ انتشار: ۱۹ : ۱۸ - ۰۱ اسفند ۱۳۹۶

نمونه گیری ژنتیک از 53 خانواده جانباختگان سقوط هواپیمای تهران - یاسوج

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : مدیرکل پزشکی قانونی کهگیلویه و بویراحمد گفت: 40 کارشناس ماهر پزشکی قانونی استان آماده آغاز کار احراز هویت جانباختگان هستند. کامروز امینی در گفت و گو با خبرنگار ایسنا افزود: مرحله اول نمونه گیری ژن ...

کوهنورد اعزامی به محل لاشه هواپیما: شایعه زنده ماندن چند نفر از مسافران در لحظه حادثه غیر ممکن است

کوهنورد اعزامی به محل لاشه هواپیما: شایعه زنده ماندن چند نفر از مسافران در لحظه حادثه غیر ممکن است

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : یکی از کوهنوردان اعزام شده به محل حادثه پس از بازگشت از ارتفاعات در رابطه با شایعات طرح شده مبنی بر این‌که چند تن از مسافران در لحظه برخورد زنده مانده و به‌علت سرما یا خونریزی فوت شده‌اند، گفت: ک ...

پاسخ به شایع زنده بودن مسافران هواپیما/ هلال احمر: تصاویر ماهواره ای مربوط به قطعات هواپیما است نه پیکر ها / تاکنون پیکر سالمی پیدا نشده

پاسخ به شایع زنده بودن مسافران هواپیما/ هلال احمر: تصاویر ماهواره ای مربوط به قطعات هواپیما است نه پیکر ها / تاکنون پیکر سالمی پیدا نشده

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : مدیر مرکز کنترل و هماهنگی عملیات سازمان امداد و نجات هلال احمر به شایعات زنده خارج شدن مسافران هواپیما و عکس ماهواره‌ای منتشر شده پاسخ داد. حسین درخشان در گفت و گو با میزا ...

رفع مساله حجاب با جوشکاری در خیابان انقلاب؟!

رفع مساله حجاب با جوشکاری در خیابان انقلاب؟!

روزنامه شرق نوشت: «برخی از چهره‌های اصولگرا هم از نحوه تصمیم‌گیری برای مواجهه با دختران خیابان انقلاب گلایه کردند.» نقدها د ...

تصویربرداری از یک قلاده پلنگ در منطقه جواهردشت شهرستان رودسر

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل روابط عمومی حفاظت محیط زیست گیلان علی محمدپور اظهار کرد: یک قلاده پلنگ در منطقه جواهردشت سیاهکلرود شهرستان رودسر مشاهده و تصویر برداری شد. رئیس اداره حفاظت از محیط زیست رودسر گفت :این قلاده توسط یکی از مردم محلی روستا مش ...

ناگفته "فروغ فرخزاد" از همان زبان است.

ناگفته هایی از «فروغ فرخزاد» از زبان خودش

اخبار هفتگی - hoor. نیاز: 51 سال, اشعار فروغ فرخزاد, البته, و ما هنوز در حال صحبت کردن در مورد کمتر شنیده در مورد آن بسیار است. "من فکر می کنم فروغ فرخزاد عاقبت هر زمان." این جمله ای است که رهبر انقلاب در یکی از دهرن با شاعران در تابستان 89. 24 فوریه سال 51 سال درگذشت فروغ فرخزاد می گذرد و هنوز هم با مردم صحبت او داغ است. حتی همین چند وقت پیش در پی جلسه ای که اهالی فرهنگ و ادبیات با رهبری است. او گفت: "آتش بود نادرست است. من فکر می کنم که این اواخر هنر بد هیچ صبر و شکیبایی است." (به نقل از خبرگزاری مهر). وقتی پوران خواهر از آتش در ژانویه سال گذشته از جهان ؟ دوباره یاد آن حادثه زنده ماندن نیست در این زمان نیز دو خواهر. ما نیز چون از سگ. های اخیر رهبری و به خاطر سالگرد درگذشت فروغ، مروری کرده ایم بر حرف های کمتر مطرح شده درباره او آن هم از زبان خودش. معلوم است که بعد از 51 سال حرف بکر و نویی وجود ندارد که بخواهیم بگوییم، مگر آن که سراغ خاطرات دیگران برویم اما برایمان مهم بود از فروغی حرف بزنیم که خودش را در نامه ها و مصاحبه هایش توصیف کرده بود. همین است که از شاعران محبوبش گفتیم و از آن دسته شعرهایش که خودش آن ها را دوست نداشته. هر چند فروغ زنده نماند تا ببیند حتی همین شعرهای به قول خودش پرت یا ضعیف، چقدر بین ما شهرت پیدا کرده است. در کنار تمام این ها از کتابخوانی های فروغ گفتیم، از دن آرام، از فلسفی خوانی های عمیقش و حتی از ترجمه هایی که داشت و در زمان حیاتش منتشر نشد. ماجرای فتحی به شماره 678 فاتح شدم/ خود را به ثبت رساندم/ خود را به نامی در یک شناسنامه مزین کردم/ و هستی ام به یک شماره مشخص شد/ پس زنده باد 678 صادره از تهران می توان معرفی فروغ فرخ زاده را با همین شماره شناسنامه و همان قصه های تکراری از زندگی او مثل داشتن پدر نظامی سختگیر و عاشق شدن به وقت نوجوانی و ازدواج ناموفق و داشتن یک پسر و محروم شدن از دیدن او شروع کرد یا اصلا می توان به سراغ خاطرات خواهر و برادر او از روزگار کودکی شان رفت و از آن سال هایی نوشت که فروغ و پوران شب ها با هم روی پشت بام می خوابیدند و درباره ستاره ها حرف می زدند یا از شیطنت هایشان برای پرپر کردن گل های سفید نوشت که فروغ بعد از شنیدن جیغ مادرشان به خواهرش می گفته: «انگار گل سفید فقط مال روی قبره» یا از روزهای مانده به عیده نوروز نوشت که فروغ مدام به خواهرش نق می زده، بیا یواشکی لباس های نویمان را از بالای تختخواب برداریم و تنمان کنیم و از مامان هم نترسیم... نهایتش یک کتک هم می خوریم ولی باز هم می ارزد... اما خود فروغ به بازگویی هیچ کدام از این حرف ها علاقه ای نداشت. چون وقتی در سال 43 با رادیو ایران مصاحبه می کند و ایرج گرگین از او می خواهد که کمی درباره شرح حالش صحبت کند، در جواب می گوید: «والله حرف زدن در این مورد به نظر من یک کار خیلی خسته کننده و بی فایده ای است. خب، این یک واقعیت است که هر آدمی که به دنیا می آید، بالاخره یک تاریخ تولد دارد، اهل شهر یا دهی است، توی مدرسه ای درس خوانده، یک مشت اتفاقات خیلی معمولی و قراردادی توی زندگی اش افتاده که بالاخره برای همه می افتد، مثل توی حضو افتادن دوره بچگی، یا مثلا تقلب کردن دوره مدرسه، عاشق شدن دوره جوانی، عروسی کردن، از این جور چیزها.» فروغ فرخزاد به همراه فرزندخوانده اش «حسین منصوری» نوستالژی دفتر مشق و نخودچی خواندن خاطرات فروغ نشان می دهد که میل به نوستالژی اختصاص به نسل ما ندارد؛ مثلا در همان یادداشت خاطرات سفرش به اروپا از هیجان روزهایی می نویسد که در جیب لباس های قدیمی اش نخودچی و کشمش پیدا می کرده است: «هنوز که هنوز است وقتی اوایل پاییز هر سال مادرم لباس های زمستانی بچه ها را از صندوق ها بیرون می آورد تا به قول معروف «آفتاب بدهد»، دیدن لباس های کودکی ام که مادرم به حفظ آن ها علاقه دارد، جست و جو در جیب های آن ها و پیدا کردن نخودچی یا کشمش گندیده ای که غالبا در ته جیب ها وجود دارد در من حالت عجیبی ایجاد می کند. ناگهان خودم را همچون دوران کودکی ام، کوچک و معصوم و بی خیال می بینم و چند دانه گندم و شاهدانه که با کرک ها ته جیب مخلوط شده مرا به گذشته خیلی دوری بر می گرداند و احساسات لطیف و شاد کودکانه را در من بیدار می کند.» جدا از نخودچی و کشمش کرک دار باقیمانده در ته جیب لباس های زمستانی، فروغ مثل خیلی از ما عاشق دفترهای مشق همان یکی دو سال اول مدرسه اش بوده و آن ها را نگه می داشته است. به همین خاطر است که می نویسد: «هنوز دفترچه های مشق کلاس دوم و سوم دبستانم را دارم. تمام ثروتم را دبستانم را دارم. تمام ثروت مرا کاغذهای باطله ای تشکیل می دهد که در طول سال ها جمع کرده ام و به هر کجا که می روم، همراه می برم. کاغذهایی که دست دوستانم روزی بر آن ها نشانه ای نقش کرده، خطی کشیده یا تصویری طرح کرده است. از دیدن هر یک از آن ها به یاد یکی از روزهای از دست رفته زندگی ام می افتم و مثل این است که همه چیز برایم دوباره تجدید می شود.» فروغ چه می خوانده است؟ قبل از جواب دادن به این سوال، باید به سراغ یکی از نامه های فروغ رفت و از آن جا متوجه شد که کودکی های او در خانه ای گذشته که پر از کتاب و مجله و روزنامه بوده، چون او در خاطرات سفرش به اروپا در سال 35 نوشته است: «من یادم هست وقتی که به دبستان می رفتم، تمام تعطیلات تابستان را با برادرانم در خانه می نشستیم و کتاب های قدیمی و بی مصرف و روزنامه های باطله را به پاکت تبدیل می کردیم و نوکر ما پاکت ها را به مغازه ها می فروخت و هر قدر پول از این راه در می آوردیم، به غیر از پول توجیبی که پدرم به ما می داد، اجازه داشتیم به هر مصرفی که دلمان می خواهد برسانیم. پدرم با این ترتیب می خواست به ما بفهماند که «کار عار نیست» و کسی که بتواند از بازوی خودش نان بخورد، حق دارد که خودش باشد و همیشه سرش را بلند نگه دارد.» اما جالب تر این است که فروغ به نوعی خودش را از خواندن رمان های عشقی و داستان های مجله «تهران مصور» دور کرده و خطاب به پدرش گفته است: «شاید شما هنوز هم وقتی راجع به من فکر می کنید، مرا یک زن سبکسر با افکار احمقانه ای که از خواندن رمان های عشقی و داستان های مجله تهران مصور در مغز او به وجود آمده است، می دانید.» بعد کمی لحنش را تندتر می کند و صدای اعتراض هایش را بلندتر؛ «وقتی من در خانه برای خودم کتاب های فلسفی می خواندم و می نشستم و ساعت ها با استاد فلسفه دانشکده ادبیات راجع به فلسفه های شرق بحث می کردم، شما راجع به من اظهار عقیده می کردید که دختر احمقی هستم که در اثر خواندن مجله های مزخرف فکرم فاسد شده!» (به نقل از نامه ای از فروغ که در چهارشنبه دوم ژانویه در مونیخ نوشته). از تمام این کلی گویی ها که بگذریم، نقل شده که فروغ پیوسته کتاب می خوانده حتی در آخرین روزهای زندگی اش رمان حجیم و سنگین «دن آرام» را که اثری چهار جلدی است، فقط در پنج شبانه روز خوانده و تمام کرده. برای فهمیدن این نکته که چرا این سرعت کتابخوانی اهمیت دارد، کافی است بدانیم «دن آرام» با ترجمه احمد شاملو که امروز در دو جلد قطور در نشر ما زیاد منتشر می شود، 1960 صفحه دارد! راستی رهبر انقلاب درباره این رمان گفته اند: «دن آرام در دنیا به عنوان یک اثر برجسته مطرح است- بحث روسیه نیست- و به زبان های زنده دنیا هم ترجمه شده است؛ یعنی اثر انقلاب است.» (به نقل از Khamenei.ir) شاعر چندزبانه آن هایی که به ادبیات دهه های 30 و 40 علاقه دارند و زندگینامه شاعران فعال آن سال ها را خوانده اند، خوب می دانند که چقدر شعر آن روزگار متاثر از شعر مدرن بود و شاعرها چند زبان بلد بودند، از نیما گرفته تا فریدون رهنما و... فروغ هم از این دسته جدا نبود. وقتی که فروغ سال 36 برای اقامتی چند ماهه ایران را ترک می کند، زبان های آلمانی و ایتالیایی را آن قدر خوب یاد می گیرد که می توانسته به راحتی به این زبان ها صحبت کند. زبان فرانسه را هم به قدر نیاز و احتیاجش بلد بوده ولی مهم این است که برای یادگیری زبان انگلیسی آن قدر تلاش کرده بود که نه تنها می توانست با آن حرف بزند، حتی به انگلیسی می نوشت و انگلیسی ترجمه هم می کرد. مصداقش هم ترجمه نمایشنامه «ژان مقدس» از «برنارد شاو» و سیاحتنامه «هنری میلر» در یونان به اسم «ستون سنگی ماروسی» که حداقل تا 16 اسفند سال 45 منتشر نشده بودند. جالب تر این جاست که او دوست داشته پای نمایشنامه اش به صحنه هم باز شود و خودش نقش «ژاندارک» را بازی کند، البته بازی در تئاتر به رویای تحقق نیافته او تبدیل نشد چون فروغ سال 42 در نمایشنامه «شش شخصیت در جست و جوی نویسنده» اثر «پیراندللو» با کارگردانی پری صابری بازی کرد. محبوب ترین شاعر فروغ کیست؟ جواب دادن به این سوال کمی سخت است. فروغ در مصاحبه ها و یادداشت هایش از شاعران زیادی صحبت کرده است؛ مثلا در مقاله ای که سال 39 در هفته نامه «آژنگ جمعه» درباره وضعیت شعر آن سال ها نوشته، کلی از شاملو تعریف می کند: «من هرگز با شاملو برخورد نزدیکی نداشته ام. اگرچه گاهگاه در اثر تسلیم شدن یک خشم آنی، در مورد او عقاید خاصی ابراز کرده ام، هرگز نتوانسته ام که در تنهایی قلب خود شعر او را نستایم زیرا که در وجودم طنینی صادقانه دارد و از اندیشه ای بارور و احساسی انسانی حکایت می کند.» فروغ گرچه با زبان شعری اخوان ثالث به خاطر عقاید شخصی اش موافق نبوده اما در مجموع، آثار او را می پسندیده و می گوید: «من گاهگاه شعر او را مانند بغضی در گلویم احساس می کنم. شعر او تاسف پرشکوهی است و بوی زوال امیدهای سرشار از باور و یقین را می دهد.» حالا بماند که از شعر «آرش کمانگیر» که شاید خیلی ها آن را از آثار خوب حماسی شعر نو می دانند، چندان خوشش نمی آمده و آن را یک لالایی سست وارفته ای می داند تا یک اثر حماسی که برای تولدش از خون و غرور و ایمانی شریف مایه بگیرد. اصلا او مطلقا سیاوش کسرایی را دوست نداشته چون زبانش را شل و لق می دانسته است. اما اگر نامه ها و یادداشت هایش را دقیق بخوانیم، می بینیم گویا یکی از شاعران محبوب فروغ نیما یوشیج است که جا به جا گریزی می زند به شعرهای او. اتفاقا شعرهایی را بیان می کند که ما هم می توانیم آن ها را حفظ کنیم و هر وقت تنهایی های بزرگ به خاطر متفاوت بودن را می چشیم، زیر لب زمزمه شان کنیم. یکی از این گریزها به روزی بر می گردد که فروغ با مردی مواجه می شود که بدون خواندن شعر نو، از این فرم خوشش نمی آمده و آن را مزخرف می دانسته است. حتی وقتی فروغ کتاب «مانلی» نیما را که در آن روزگار به چاپ رسیده بود، به او هدیه می کند تا بلکه یک بار شعر نو را بخواند و بعد از خواندن اظهارنظر کند ولی باز هم با یکدندگی مرد مواجه می شود. همان موقع او یاد یک قسمت از منظومه «مانلی» می افتد که نیما گفته: این تو را بس باشد/ کآشنای رنجت/ نه همه کس باشد فروغ در نامه ای دیگر که در شنبه 31 فروردین 1338 به برادرش نوشته بود، نیما را شاعرترین شاعر آن روزگار دانسته و دو شعر از او نقل می کند که یکی از آن ها این است: باید از چیزی کاست/ تا به چیزی افزود شاید ریشه علاقه فروغ به اشعار و دنیای فکری نیما را بتوان این جا یافت که می گوید: «نیما عقیده و سلیقه قطعی مرا راجع به شعر «ساخت» و یک جور قطعیتی به آن داد. نیما برای من آغازی بود. من که خواننده بودم، حس کردم که با یک آدم طرف هستم، نه یک مشت احساسات سطحی و حرف های مبتذل روزانه.» بازسازی صحنه مرگ فروغ فرخزاد فروغ از کدام شعرهایش متنفر بود؟ همه کسانی که ذره ای هم با شعر فروغ آشنا هستند، حتما می دانند که او از سه مجموعه شعر اولیه اش خوشش نمی آمده: «اسیر (1331)، «دیوار» (1335) و «عصیان» (1336). همه هم می دانند که چقدر مجموعه «تولدی دیگر» (1343) و «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» (1342) را دوست داشته است. اما بعضی حرف های کمتر گفته شده از فروغ درباره همین مجموعه یکی مانده به آخرش وجود دارد، همین مجموعه ای که خیلی ها از آن تعریف می کنند و آن را اوج هنری شعر او می دانند. در کنار تمام این تعریف ها فروغ به خاطر این مجموعه متاسف است. او دلیل این تاسف خود را در یکی از مصاحبه هایش این طور توضیح می دهد: «وقتی به کتاب «تولدی دیگر» نگاه می کنم، متاسف می شوم. حاصل چهار سال زندگی. خیلی کم است. من ترازو دست نگرفته ام و شعرهایم را وزن نمی کنم اما از خودم انتظار بیشتری داشتم و دارم.» تازه تاسف او به همین جا ختم نمی شود. فروغ از آن دسته کسانی است که وقتی می خواهند خود را نقد می کنند، مثل یک قاضی می شوند؛ مثلا می گوید: «در کتاب تولدی دیگر یک چندتا شعری هست که نباید چاپشان می کردم؛ مثلا شعر «سفر» که باید پاره اش می کردم و می ریختم دور یا شروع شعر «آن روزها» و یکی دو تکه اولش خیلی ضعیف است... شعر «آفتاب می شود» به کلی پرت است. فقط موزیک دارد و احساساتی است، درست مثل یک دختر چهارده ساله... شعر «در آب های سبز تابستان» چهار خط آخرش زیادی است... آخرین قسمت شعر «علی کوچیکه» ضعیف است. علتش این ا ست که شعر ناتمام ماند و بعد خواستم تمامش کنم اما دیگر در آن حالت و دنیا نبودم، شعر تقریبا ناقصی است. شعر «ای مرز پرگهر» دچار همین سرنوشت شد و در نتیجه از دو قسمت آخرش زیاد راضی نیستم.» جالب این جاست که خیلی از شعرهایی که فروغ درباره شان این طور صحبت می کند، برای ما شهرت زیادی دارند؛ مثلا اواز ابتدای شعر «آن روزها» انتقاد می کند، همان شعر معروفی که این طور شروع می شود: آن روزها رفتند/ آن روزهای خوب/ آن روزهای سالم سرشار/ آن آسمان های پر از پولک/ آن شاخساران پر از گیلاس... حتی شعر «آفتاب می شود» که از نظر او یک شعر پرت است و برای دختران چهارده ساله، کم شهرت ندارد: نگاه کن که غم درون دیده ام/ چگونه قطره قطره آب می شود/ چگونه سایه سیاه سرکشم/ اسیر دست آفتاب می شود/ نگاه کن/ تمام هستی ام خراب می شود راست است که می گویند زمان باید بگذرد تا عیار شعرها مشخص شود و آنچه ماندنی است، باقی بماند و آنچه هم که باید به دست فراموشی سپرده شود، خودش از خاطر برود. منبع مطالب: جاودانه زیستن، در اوج ماندن به کوشش دکتر بهروز جلالی، نشر مروارید